غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
224
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
رمضان سنه سته و ثلثين و سبعمائه در حدود جغتو و تغتو آن دو لشگر با يكديگر ملاقات افتاد و حربى در غايت صعوبت دست داد در اثناء استعمال تير دلدوزوسان شعله افروز محمود ايسن قتلغ و سلطان شاه بن نيك روز از ارپا خان روىگردان شده باميرعلى پادشاه پيوستند لاجرم موسى خان بديدن پيكر ظفر فايز گشته پادشاه و وزير هريك به طرفى گريختند و و مخالفان از عقب شتافته خواجه غياث الدين محمد را در سه گنبدان مراغه دستگير كردند و نزد امير على پادشاه بردند امير على پادشاه اگرچه از آن وزير صافىضمير آزار بسيار در خاطر داشت مراسم اعزاز و احترام بجاى آورده ميخواست كه بجان عزيزش آسيبى نرساند اما ساير امراء در شهادت آنصاحب سعادت لوازم اهتمام بتقديم رسانيدند در بيست و يكم ماه مذكور آنخواجه عادل عالم فاضل نواز را شهيد گردانيدند و ارپا خان را نيز در همان چند روز در ولايت سنجاس گرفته باوجان بردند و به حكم موسى خان به اولاد امير محمود شاه اينجو سپردند و ايشان در ثالث شوال سال مذكور بقصاص پدر او را بقتل آوردند و معنى آيهء كريمهء ( مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً ) ظاهر گرديد و بعد از اين وقايع هايله ربع رشيدى و منازل خواجه غياث الدين محمد و اتباع ملازمان او غارت و تاراج يافته چندان كتب نفيسه و اوانى مرصعه و نقود نامعدود و امتعه و اقمشه بظهور آمد كه شرح آن به نوشتن و گفتن راست نيايد و از صعوبت مصيبت آن وزير وافر منقبت علماء اعلام را تاج مكرمت از سر نيفتاد و فضلاء گرام را مهجورى از خلعت شكيبائى داد و يكى از ايشان بيتى چند در مرثيه آن وزير پادشاه نشان در سلك بيان كشيد چند بيت از آن بخاطر بود در سلك تحرير منتظم گرديد قطعه جاى آنست كاختران امروز * بر سر از دست چرخ خاك كنند دردمندان مهر از سر درد * جامعه در بر چو صبح چاك كنند الغياث الغياث درگيرند * ناله و آه دردناك كنند كه وزيرى به آن عزيزى را * بچنين خارئى هلاك كنند در باب وفور جود و سخا و تربيت و رعايت علماء ثقات روات حكايات از آن وزير فضيلت سمات نقل نمودهاند از جمله يكى آنكه در آن اوقات كه پادشاه سرافراز امير شيخ ابو اسحق در شيراز بر مسند فرماندهى نشست روزى قدوة المحققين قاضى عضد الدين بمجلس شريفش رسيد و در اثناء محاوره امير شيخ از آن جناب پرسيد كه اهل فضل و هنر در ايام سلطنت سلطان ابو سعيد بهادر خان رعايت و عنايت بيشتر يافتند يا در اوان دولت من قاضى عضد الدين تبسم نموده جواب داد كه صورت حال اين فقير آنست كه نوبتى خواجه غياث الدين محمد رشيد كه وزير آن پادشاه سعيد بود در يك مجلس سه نوبت بدست عطابخش بجانب من اشارة كرد و به مجرد آن التفات مرا آن مقدار اسباب و املاك بحصول پيوست كه حالا هرسال نواب ديوان شما عشر حاصلات آن را سى هزار دينار عراقى حساب نموده از من ميستانند و امير شيخ ابو اسحق از تفصيل اين اجمال سئوال نمود قاضى گفت كه يكى از عادات آن وزير خجسته صفات آن بود كه در هرشب جمعه با علماء موالى طرح صحبت انداخته در چهار صفحهء كه از صفاى باطن فرخنده ميامنش حكايت كردى مىنشست و آنجماعت را على اختلاف مراتبهم در آن مجلس جاى ميداد و بعد از وقوع مباحثه